تبلیغات
کادر بسته ، نمای باز - 4. اصول فقه / مقدمه 2
کادر بسته ، نمای باز
و خدایی که در این نزدیکیست ...

4. اصول فقه / مقدمه 2
ارسال در تاریخ 7 مهر 92 توسط مصطفی صفری
4. اقسام وضع:
در وضع، ناچاریم که لفظ و معنی را تصور کنیم، زیرا وضع، بر معنی و لفظ حکم می کند، و حکم نمودن بر چیزی تنها بعد از تصور، و صورتی از شناخت آن، هزچند شناختی اجمالی، صحیح است.
گاهی خود شئ تصور می شود و گاهی صورت آن شئ، یعنی عنوان عامی که بر آن شئ منطبق است و به آن اشاره میشود، تصور میشود، چراکه آن عنوان عام، آینه و کاشف از شئ استف همانگونه که از دور به سفید بودن شبحی مثلا حکم می کنیم و نمی دانیم که آن شئ چیست و بیشترین چیزی که از آن می دانیم ، اینست که مثلا شئ یا حیوان است.
پس حکم کردن بر سفیدی آن شئ صحیح است، هرچند که آن شئ را نشناسیم و تصوری از خود شئ نداشته باشیم؛ و تنها به عنوان شئ یا حیوان تصورش می کنیم و به آن اشاره می نماییم.
این آن است که در عرف به تصور شئ بوجهه نامیده میشود و برای صحت حکم بر شئ کافیست. بر خلاف مجهول محض که اصلا بر آن نمیتوان حکم کرد.
بنابراین در صحت وضع بر معنی کافیست که بوجهه آن را تصور کنیم، همانطور که خودش را تصور می کنیم.
دانستیم که معنی هم باید تصور شود و اگز ما به دو صورت آن را تصور کنیم ـ به این اعتبار و اعتبار دوم معنی گاهی خاص و جزئئ است و گاهی عام و کلی ـ وضع به چهار قسم عقلی تقسیم میشود:
1. معنای متصور جزئی و موضوع له آن معنی هم جزئی باشد، یعنی موضوع له معنی متصور بنفسه باشد نه بوجهه. و این قسم وضع خاص و موضوع له خاص نامیده میشود.
2. متصور کلی باشد و موضوع له آن معنی هم کلی باشد، یعنی موضوع له کلی بنفسه تصور شود نه بوجهه. و این قسم وضع عام و موضوع له عام نامیده میشود.
3. متصور کلی و موضوع له افراد کلی باشد نه خود کلی یعنی موضوع له جزیی بنفسه متصور نیست بلکه بوجهه متصور است. و این قسم وضع عام و موضع له خاص نامیده میشود.
4. متصور جزیی و موضوع له کلی ان جزیی باشد و این قسم وضع خاص و موضوع له عام نامیده میشود.
حال که چهار قسم متصور عقلی را دانستیم، می گوییم: در امکان سه قسم اول نزاعی نیست، و در وقوع دو قسم دوم هم نزاعی نیست. مثال اول، اعلام شخصیه مثل محمد و علی و جعفر، مثال دوم اسم جنس مثل آب، آسمان، ستاره، انسان، حیوان.
لذا نزاع در دو چیز واقع میشود: 
اول در امکان قسم چهارم و دیگر در وقوع قسم سوم بعد از قبول امکان داشتن آن.
قول صحیح در نزد ما، محال بون قسم چهارم و وقوع قسم سوم است و مثال آن هم اسم اشاره، ضمیر، استفهام، و مانند آن است.



طبقه بندی: فقه و اصول، 
نظرات شما