تبلیغات
کادر بسته ، نمای باز - مستند پرتره
کادر بسته ، نمای باز
و خدایی که در این نزدیکیست ...

مستند پرتره
ارسال در تاریخ 6 مهر 92 توسط مصطفی صفری

مستند پرتره مستندی است که دربارۀ یک شخصیت بخصوص ساخته شده و موضوع اصلی آن توصیف زندگی و ویژگی­های شخصیتی یک فرد بخصوص است و تکنیک نیز در فرایند اجرایی آن طبعاً در راستای یاری رساندن به همین درونمایۀ اصلی ایفای نقش می­کند؛ درست مثل یک عکس یا نقاشی پرتره که قاب و نور و ترکیب­بندی و رنگ، همه در خدمت ارائۀ شمایلی خاص از چهره­ای بخصوص بوده و کم و کیف آن­ها در همین راستا تعریف می­شود. 
در مستند پرتره هیچ چیز به اندازۀ موفقیت سازنده در معرفی درخور شخصیت مورد نظرش و جلب توجه و تأمل مخاطب نسبت به آن حائز اهمیت نیست. در این نوع مستند به جای اینکه شخصیت­ها بهانه باشند برای بیان حرف و پیام، این خود شخصیت­ها هستند که معرفی­شان هدف اصلی است و هر حرف و پیام دیگر در قالب این معرفی و شناخت است که معنا پیدا می­کند. در واقع مستند پرتره با «من قال» یا گویندۀ سخن بیشتر سر و کار دارد تا با «ما قال» یا خود سخن.
مستند پرتره هم نمونۀ سینمایی دارد و هم نمونۀ تلویزیونی و البته تلویزیون در مجموع مدیوم مناسبتری برای این نوع خاص از مستند است. اگرچه تولیدات تلویزیونی در این زمینه غالباً در سطح کیفی پایین­تری نسبت به تولیدات سینمایی این گونه هستند و این شاید در ظاهر بازگشت داشته باشد به اقتضائات مدیوم
تلویزیون یک ارگان است و دارای نظام فکری مشخص و سیاست از پیش معلوم. موضع تلویزیون نسبت به اشخاص مختلف غالباً روشن است و مخاطب از قبل می­داند که کدام مستند پرتره در ستایش و کدامیک در نکوهش فرد مورد نظر ساخته شده حال آنکه در سینما آزادی عمل بیشتری وجود دارد و فردیت مستندساز و فکر و نظر شخصی اوست که نقش محوری و تعیین کننده دارد. 
اما آیا همۀ موفقیت یک مستند پرتره و همۀ جذابیت آن برمی­گردد به نامشخص بودن موضع مستندساز نسبت به شخصیت مورد نظر؟ چنین نیست. زمانی در سینمای داستانی، نامعلوم بودن سیر کلی داستان فیلم و پایان شخصیت­ها مهمترین عامل موفقیت اثر بود و امروزه کیفیت اجرایی و جزئیات کار است که اهمیت دارد. مستند پرتره هم امروزه همین وضعیت را داراست. در سینمای داستانی امروز اصلاً باب شده که همان اول پایان داستان را لو می­دهند تا مخاطب دیگر به دنبال حدس زدن کلیت داستان نباشد. 
اقتضائات رسانۀ تلویزیون از این جهت کار در حیطۀ مستند پرتره را به این کار فیلمسازان داستانی امروز شبیه کرده. همه از ابتدا می­دانند که قرار است شاهد مدح باشند یا ذم. آیا این نقص رسانۀ تلویزیون است یا حُسن آن؟ در جواب باید گفت بستگی دارد به نوع کار. فیلمسازی که در ابتدا داستانش را لو داده اگر کار با جزئیات روایی را بلد نباشد اثرش کوچکترین موفقیتی حاصل نخواهد کرد. از همین قرار است مستندسازی با موضوع پرتره در تلویزیون. فیلمسازی که برای رسانۀ تلویزیون مستند پرتره می­سازد ناگزیر باید ایده­ای بکر برای جبران این پیش­آگاهی مخاطب در چنته داشته باشد و الا محکوم به طرد و بی­توجهی است.
     در سینما هم البته در مواردی این پیش­آگاهی وجود دارد. از نمونه­های ایرانی مستند پرتره­ای را می­توان مثال آورد که خسرو سینایی دربارۀ زندگی همسر نقاش خود، گیزلا وارگا ساخته است. اندک شناختی از زندگی شخصی این کارگردان برای مخاطب کافی است تا او را مطمئن کند که فیلم نمی­تواند در مقام ذم شخصیت مورد نظر و یا حتی در موضعی بی­طرف نسبت به او باشد. اما سینایی برای این مسئله چاره­ای اندیشیده که عبارت است از روایت ماجرا از زبان خود گیزلا وارگا و با صدای خود او. این شکل اجرایی به کلی پیش­داوری­های مربوط به جانبداری سازنده را از میان برداشته و جذابیتی خاص به این اثر بخشیده و وجه استنادی آن را نیز قوی­تر نموده است. مخاطب چیزی را که از زبان خود شخصیت می­شنود بیشتر باور می­کند تا آنچه را که از زبان دوستدار او می­شنود. در این فیلم، نزدیکی عاطفی و شناخت بی­واسطۀ مستندساز از شخصیت مدنظر نیز خود عامل مهمی در جلب توجه مخاطب و نیز موفقیت کیفی اثر است.
     شرایطی که در فیلم سینایی وجود داشت شرایط خاصی است که در بسیاری موارد وجود ندارد. شخصیت­هایی که درباره­شان مستند پرتره ساخته می­شود غالباً در قید حیات نیستند و سازندگان هم کمتر نسبتی این­همه نزدیک با شخصیت­های مورد نظر دارند. در چنین مواردی راه چاره از یک طرف، تحقیق و تتبع کافی برای شناخت درخور است و از طرف دیگر رفتن به سراغ کسانی که نزدیکی نَسَبی و سببی با شخصیت موضوع اثر دارند. گاهی هم البته تازگی قالب و محتوای کار می­تواند جایگزین امکان ارتباط با نزدیکان مورد اشاره باشد. نمونۀ این نوع مستند پرتره، مستندی است که مؤسسۀ روایت فتح دربارۀ شخصیت شهید آیت الله مطهری تولید نموده بود و اردیبهشت امسال از تلویزیون پخش شد. 
موفقیت این اثر بیشتر مرهون همین تازگی قالب و محتوا بود. روایت داستان­گونۀ این برنامه آن هم با آن بیان صمیمی و دور از تکلف، کمتر در برنامه­های تلویزیونی مشابه تجربه شده بود و این به مستند مورد اشاره جذابیتی خاص بخشیده بود. این شیوۀ اجرایی شیوۀ منحصر به فرد و خوبی بود ولی نه به عنوان یک شکل آرمانی بلکه به عنوان یک شروع قابل توجه.
     اما شکل آرمانی کار در مقولۀ مستند پرتره همان است که در بالا اشاره شد. یعنی لزوم ارتباط نزدیک سازنده با شخصیت مورد توجه و یا در غیر این­صورت، جبران این نقیصه با تحقیق و پژوهش فراوان و نیز استمداد از نزدیکان شخصیت و در صورت امکان مصاحبه مستقیم با آن­ها. 
خوشبختانه در همین ماه مبارک رمضان شاهد پخش مستند پرتره­ای با این خصوصیات از تلویزیون بودیم که بهترین مصداق مستند پرترۀ آرمانی در میان غالب تولیدات تلویزیونی کشور ماست. مستند «حدیث سرو»؛ که با معرفی زندگانی و شخصیت علامه سید محمد حسین طباطبایی پخش خود را آغاز نمود و قرار است در آینده، کار خود را با معرفی شخصیت­های دیگری هم از این قبیل، ادامه دهد. از وجوه مهم تمایز این برنامه از نمونه­های مشابه، عوامل اجرایی کاملاً حرفه­ای آن است که بعضاً در کارنامۀ خود ساخت فیلم­های داستانی بلند قابل توجه و ارزشمندی را نیز دارا هستند. سازندگان مستند پرترۀ «حدیث سرو» برای جبران فاصلۀ شناختی خود با علامه، به سراغ شخصیت­هایی رفته­اند که از جملۀ بهترین شخصیت­های حال حاضر برای بحث دربارۀ این اندیشمند معاصر هستند. 
به عبارت دیگر این برنامۀ مستند با اتخاذ تدبیری به­جا و ستودنی معرفی شخصیت اصلی را از زاویۀ معرفی شخصیت­هایی دیگر صورت داده و به اصطلاح یک اثر پرتره در پرتره است. هم به سراغ نزدیکان نَسَبی علامه مثل فرزند او سید عبدالباقی طباطبایی رفته و هم به سراغ نزدیکان سببی و فکری او مثل غلامحسین ابراهیمی دینانی. و این مراجعه به شخصیت­ها خود مرهون شناختی است که بر اثر تحقیق شایستۀ سازندگان دربارۀ موضوع اصلی به دست آمده است. 
ساخت مستند پرتره دربارۀ علامه طباطبایی موضوعی نیست که در تلویزیون تازگی داشته باشد و مخاطب تلویزیون هم به خوبی آگاه است که رویکرد یک مستند تلویزیونی به این شخصیت چه خواهد بود اما این برنامه به خوبی توانست نظر مخاطب خاص و عام را به خود جلب نموده و علیرغم پیش­آگاهی­های فراوان بینندگان دربارۀ این شخصیت و رویکرد رسانه به آن، به عنوان یکی از اصلی­ترین گزینه­های مخاطب برای تماشای تلویزیون در آن ساعت بخصوص مورد توجه قرار گیرد. 
کار سازندگان مستند حدیث سرو از این جهت شبیه به کاری است که خود علامه طباطبایی در مقولۀ فلسفه اسلامی انجام داده است. در قسمتی از این برنامه یکی از وجوه شخصیتی ممتاز علامه توانایی ایشان برای آشتی دادن قشر دانشجو با فلسفۀ اسلامی عنوان شد و اینکه از برکات کار علامه پر کردن فاصلۀ نسل جوان و دانشجو با اندیشه­های دینی و اسلامی بوده است. می­دانیم که این فاصله، نتیجۀ پیش­آگاهی­هایی از جنس همان پیش­آگاهی­های مخاطبان برنامه­های تلویزیون بوده و نتیجۀ نوعی اشباع کاذب که به موجب آن فرد می­پندارد هر آنچه دربارۀ فلان موضوع بخصوص می­داند کافی است و نیازی به شناخت بیشتر و بهتر آن ندارد. علامه این فاصله را از میان برد و میان نسل نو و اندیشه­های دینی آشتی و حتی نوعی احساس نزدیکی و قرابت برقرار نمود. کاری که مستند «حدیث سرو» هم توانست نظیر آن را به بهترین شکل ممکن انجام دهد. با از میان برداشتن فاصلۀ مخاطب امروز تلویزیون با مستند پرتره و به طور خاص مستندهای پرتره­ای که دربارۀ شخصیت­های دینی ساخته می­شوند­. و در یک نگاه کلی با آشتی دادن مخاطب عام با برنامه­هایی که مخاطب خاص دارند.



طبقه بندی: سینمای مستند، 
دنبالک ها: منبع،
نظرات شما