تبلیغات
کادر بسته ، نمای باز - 3. اصول الفقه / مقدمه
کادر بسته ، نمای باز
و خدایی که در این نزدیکیست ...

3. اصول الفقه / مقدمه
ارسال در تاریخ 22 تیر 92 توسط مصطفی صفری
در مقدمه از اموری که ارتباطی با وضع ، استعمال و دلالت لفظ دارند بحث می شود و دارای چهارده مبحث است:

1. حقیقت وضع:
بدیهی است که در هر زبانی دلالت الفاظ بر معانیشان ، دلالت ذاتی نیست ، مثل ذاتیت دلالت دود بر وجود آتش ، 
هرچند که گروهی از علمای ادب ، این توهم غلط را کرده اند ، 
لازمه دلالت ذاتی لفظ بر معنا اینست که زبان تمام انسانها در این دلالت مشترک باشد ، درحالیکه مثلا در فارسی الفاظ عربی و غیر عربی در صورت عدم یادگیری زبان عربی فهمیده نمیشود و همچنین در سایر زبانها ، و این مطلب ، امری واضح و بدیهی است.
و از اینجا می فهمیم که دلالت لفظ بر معنایش ، توسط واضعی ، جعل و تخصیص شده است. و لذاست که دلالت لفظیه داخل در دلالت وضعیه میشود.

2. واضع کیست؟
اما اولین کسی که در هر زبان لفظ را برای معنا وضع کرد چه کسی بود؟
گفته شده: واضع باید یک شخص خاص باشد که گروهی از انسانها در فهمیدن آن زبان از وی تبعیت کرده اند.
و همچنین گفته شده است که - این قیل به صحت نزدیک تر است - طبیعت بشر بر حسب ودیعه الهی ، این اقتضای را دارد که مقصود خود را توسط لفظ بیان کند ، پس هنگام اراده معنای خاصی ، از پیش خودش لفظ خاصی را اختراع کرده است - مثل اینگونه رفتاری که از کودکان در ابتدای یادگیری زبان می بینیم - و با دیگر انسانهایی که مرتبط بوده ، با این لفظ اختراعی مفاهمه برقرار کرده است ، 
و همچنین دیگران  از پیش خودشان الفاظی را برای مقاصدشان اختراع کرده اند و به مرور زمان ، از مجموع این الفاظ اختراعی ، طایفه کوچکی از الفاظ جمع آوری شده است ، تا جائیکه زبان خاصی که دارای قواعد خودش بوده و گروهی از انسانها بوسیله آن مفاهمه  می کرده اند ، بوجود آمده است.
واین زبان بوجود آمده بین اقوام و گروههای دورتر منشعب شده و نزد هر قومی چرخیده است و تغییر و زیادتی در آن ایجاد شده است ، تاجائیکه زبان دیگری از آن جداشده است ، پس برای هر گروهی زبان خاص خودشان بوجود آمده است.
و لذاست که تعریف حقیقت وضع چنین میشود : قرار دادن لفظ به ازای یک معنا و تخصیص آن لفظ به آن معنا.
و از دلایلی که بر پذیرفتن قول دوم در مورد واضع موجود می باشد اینست که اگر واضع لفظ بر معنا، یک شخص خاص بود، در تاریخ زبان ها گفته میشد و هر زبانی واضعش را می شناخت.

3. وضع تعیینی و تعینی:
اگر دلالت لفظ بر معنای اصل آن لفظ ، ناشی از جعل و تخصیص باشد ، وضع تعیینی نامیده میشود.
وگاهی دلالت ، از اختصاص لفظ بر معنا بصورت کثرت استعمال بدست می آید ، بگونه ای که ذهن ها به شکلی در می آیند که هرگاه لفظ را میشنوند ، از آن لفظ به معنایش منتقل میشوند. و به این وضع تعینی می گویند.



طبقه بندی: فقه و اصول، 
نظرات شما