تبلیغات
کادر بسته ، نمای باز - 2. اصول الفقه / مدخل 2
کادر بسته ، نمای باز
و خدایی که در این نزدیکیست ...

2. اصول الفقه / مدخل 2
ارسال در تاریخ 19 تیر 92 توسط مصطفی صفری
موضوع علم اصول
این علم برای بحث از موضوع خاصی وضع نشده است ، بلکه از موضوعات مختلفی که در هدف مهم ما ، یعنی استنباط حکم شرعی مشترکند بحث می کند.
پس دلیلی نداریم که موضوع علم اصول را در خصوص ادله اربعه قرار دهیم ، یعنی مختص کتاب ، سنت ، اجماع  و عقل و یا مانند قدما بعلاوه استصحاب ، قیاس و استحسان ، نماییم.
و برای این کلام منطقیون جایی نمی ماند : علم , باید دارای موضوعی باشد که از عوارض ذاتیه موضوع در آن علم بحث شود ، چراکه این سخن نه الزامی دارد و نه دلیلی بر آن اقامه شده است.

فائده علم اصول
هر شخص دینداری می داند که در شریعت مقدس اسلام ، هیچ عمل اختیاری انسان بدون حکم شرعی  اعم از واجب ، حرام ، مستحب ، مکروه و مباح نیست.
و همچنین این شخص دیندار می داند که این تمام این احکام  برای همه بصورت علم ضروری و بدیهی مشخص نیست ، بلکه اکثر آنها به اعمال نظر و اقامه دلیل احتیاج دارند ، یعنی اکثرا از علوم نظری هستند.

تقسیم مباحث علم اصول
1. مباحث الفاظ : مبحثی که از مدلول  لفظ و ظواهر لفظ بصورت عام بحث می کند ، مانند بحث در ظهور صیغه افعل در وجوب و ظهور صیغه نهی در حرمت ، و مانند آن.
2. مباحث عقلی: مبحثی که از لوازم خود احکام  ، سوای از مدلول لفظ بودن یا نبودن آن احکام بحث می کند ، 
مانند بحث از ملازمه بین حکم عقل و حکم شرع ،
و مانند بحث از وجوب شئ بدلیل وجوب مقدمه آن شئ که مشهور به « مقدمه واجب » است،
و مانند بحث از وجوب شئ بدلیل حرمت ضد آن شئ که مشهور به « مسأله ضد » است،
و مانند بحث از جواز اجتماع امر و نهی.
و مانند آن.
3.مباحث حجت: مبحثی که در آن از حجیت و دلیلیت بحث می شود ، مانند بحث از حجیت خبر واحد ، و حجیت ظواهر ، و حجیت ظواهر کتاب ، و حجیت سنت و اجماع و عقل و مانند آن.
4. مباحث اصول عملیه: مبحثی که از محل رجوع مجتهد در زمان فقدان دلیل اجتهادی بحث می کند ، مانند بحث از أصل برائت و احتیاط و استصحاب و مانند آن.
لذا مقاصد کتاب چهارتاست ، و خاتمه ای دارد که از تعارض ادله بحث می کند و « مبحث تعادل و تراجیح » نامیده می شود. پس ان شاءالله کتاب در پنج جزء می آید.
و پیش از شروع مقاصد ، مقدمه ای را که تعدادی از مباحث لغویی که در علوم ادبی بحث نشده و یا به مقدار کافی بیان نشده است را می آوریم.



طبقه بندی: فقه و اصول، 
نظرات شما