تبلیغات
کادر بسته ، نمای باز - از ایده تا فیلمنامه
کادر بسته ، نمای باز
و خدایی که در این نزدیکیست ...

از ایده تا فیلمنامه
ارسال در تاریخ 1 دی 91 توسط مصطفی صفری

جعفر حسنی

فیلمنامه چیست؟ آیا فیلمنامه همان داستان است، بخشی از زندگی است، سرگذشت آدم است، یا چیزی دیگر. آیا فیلمنامه با قصه ادبی یا نمایشنامه تفاوت دارد و یا فرقی نمی‌کند و این کارگردان و فیلمبردار و بازیگران هستند که آن را تصویری و نمایشی می‌کنند؟

بله، فیلمنامه همان داستان است، اما نه داستان ادبی. بخشی از زندگی است، اما نه زندگی با همه جزئیاتش. همان سرگذشت آدم‌هاست، اما نه به آن شکل که در عالم واقعیت رخ می‌دهد. فیلمنامه یک داستان است. داستانی که شروع، میان و پایان مشخصی دارد. داستانی که عینی است و نه ذهنی. داستانی است که به وسیله گفتگو و تصویر بیان می‌شود.

می‌خواهیم فیلمنامه بنویسیم اما آیا واقعاً قالب فیلمنامه را می‌شناسیم؟ آیا به همه زیر و بم‌های آن آگاهیم؟... گفتیم فیلمنامه با قصه ادبی، رمان و حتی نمایشنامه تفاوت دارد اما این تفاوت در چیست. آیا فقط شکل ظاهری آنها با هم متفاوت است، یا اینکه از لحاظ ساختار و جزئیات دیگر هم هر یک ظرافت‌های خاص خود را دارند؟

فیلمنامه قالبی متفاوت با قصه ادبی دارد. قصه برای چاپ، انتشار و مطالعه خواننده (بدون هیچ واسطه‌ای) نوشته می‌شود اما فیلمنامه اینگونه نیست. هر جا هم که این اتفاق بیافتد و فیلمنامه‌ای در قالب کتاب منتشر شود، محدود به مخاطبین خاص خود است. مخاطبانی نظیر دانشجویان رشته فیلمنامه‌نویسی و منتقدین سینمایی.

به همین دلیل، فیلمنامه در صورت چاپ و منتشر شون نیز تیراژ محدودی خواهد داشت. قالب قصه یک قالب حسی، درونی و ذهنی است. خواننده با مطالعه قصه و توصیفات آن، شخصیت‌ها را در ذهن کامل می‌کند، به آنها شکل می‌دهد و آنگونه که به طور شخصی برداشت کرده، آن شخصیت‌ها را در نظر مجسم می‌کند. وقتی می‌گوییم «جلال» هر کس ممکن است تصویر خاصی از صاحب این نام در ذهنش نقش ببندد. یکی با شنیدن نام جلال تصویر مردی پنجاه ساله و مهربان در ذهنش مجسم می‌شود. چرا که چنین شخصی را با این نام می‌شناسد. دیگری تصویر فردی جوان، لاغر اندام و موذی جلوی چشمش نقش می‌بندد. او هم شاید با جلال نامی در محیط کارش ارتباط دارد. ممکن است نفر سوم جلال را در قالب مردی مقتدر، درشت اندام و کمی خشن ببیند. در این صورت، او هم با چنین شخصی در جایی برخورد داشته است و آشنا شده است.

البته در قصه و رمان اختلاف در این حد نیست اما به هر حال بین نویسنده قصه و رمان و خواننده‌ آن یک نوع همکاری در خلق و تصویرسازی شخصیت‌ها و موقعیت‌های داستانی وجود دارد. نویسنده رمان توضیحاتی درباره شکل فیزیکی و ظاهری شخصیت‌ها و محل وقوع داستان می‌دهد اما تصاویر نهایی را خواننده در ذهن خویش خلق می‌کند. به همین خاطر است که وقتی یک رمان با فیلم ساخته شده از روی همان رمان مقایسه می‌شود، اغلب از مطالعه رمان لذت بیشتری می‌بریم تا مشاهده‌ آن فیلم. زیرا خود در تصویرسازی رمان دخالت داریم و آن را آنطور تجسم می‌کنیم که تجربه‌ای هر چند اندک از آن داریم.

رمان حالات درونی شخصیت‌ها، افکار و احساسات، عواطف و خاطرات آنها را با استفاده از توصیفات و توضیحات یک راوی بیان می‌کند اما در فیلمنامه همه چیز باید شکل عینی و نمایشی داشته باشد. در رمان و داستان راوی می‌تواند بگوید که شخصیت مورد نظر از مشاهده فلان وضعیت یا شخصیت احساس خوشایندی پیدا می‌کند، دچار نفرت می‌شود، یا سردرد به سراغش می‌آید....

در فیلمنامه نمی‌توان به این سادگی عمل کرد، آنچه در فیلمنامه نوشته می‌شود باید با دوربین فیلمبرداری ضبط شود. چطور دوربین می‌تواند سردرد، احساس خوشی، یا نفرت را به تصویر بکشد. چطور دوربین می‌تواند نشان دهد که شخصیت مثلاً به یاد اتفاقی می‌افتد که سال پیش برایش رخ داده است؟... دوربین فیلمبرداری کنش و واکنش‌ها را ضبط می‌کند. حرکات و رفتار بازیگران و عناصر صحنه را به تصویر می‌کشد و همینطور موسیقی و صداهای مختلفِ درون صحنه و گفتگوهای شخصیت‌ها را. پس این احساسات باید از طریق یکی از این عناصر نشان داده شود. یعنی یا از طریق گفتگو یا صداهای درون صحنه و یا حالات، حرکات و رفتار بازیگران.

تعیین هر یک از اینها هم جزئی از وظایف نویسنده فیلمنامه است. فیلمنامه با نمایشنامه نیز تفاوت دارد. چرا که نمایشنامه متنی است محدود به صحنه تئاتر. درنمایشنامه کفه ترازوی گفتگو نسبت به تصویر به مراتب سنگین‌تر است. در واقع، در نمایشنامه همه بارِ کار بر دوش دیالوگ‌ها قرار دارد. در حالی که در فیلمنامه اینگونه نیست. در فیلمنامه ممکن است ما حتی به ندرت از گفتگو استفاده کنیم. شاید هم در برخی از فیلم‌ها اصلاً گفتگویی وجود نداشته باشد. همانطور که در آغاز در فیلم‌های صامت اینگونه بود.

ممکن است گفتگو و تصویر در فیلمنامه وزن برابری با هم داشته باشند. در نمایشنامه شخصیت‌ها درباره خود و دیگر شخصیت‌های نمایش صحبت می‌کنند. از طریق کلام، درباره وقایعی که برای آنها اتفاق افتاده است به تماشاگر اطلاعات می‌دهند و از همین طریق هم داستان را پیش می‌برند؛ اما در فیلمنامه (و در نهایت فیلم) تماشاگر خود شاهد رویدادها و وقایع قصه است. او مستقیم از زاویه دید دوربین به اطلاعات لازم در خصوص شخصیت‌ها پی می‌برد و اتفاقات و مسائل مختلف مربوط به داستان را می‌بیند، به همان شکلی که رخ می‌دهند.

در فیلمنامه، تماشاگر ممکن است در لحظه‌ای از چندین صحنه‌ مختلف مطلع شود و فیلمنامه هیچ محدودیتی از این لحاظ ندارد.

منبع: http://jha.blogfa.com/8711.aspx




طبقه بندی: فیلمنامه، 
دنبالک ها: منبع،
نظرات شما