تبلیغات
کادر بسته ، نمای باز - موانع خلاقیت
کادر بسته ، نمای باز
و خدایی که در این نزدیکیست ...

موانع خلاقیت
ارسال در تاریخ 1 دی 91 توسط مصطفی صفری

حسین کریمیان

برخى از موانع خلاقیت و مشكلات آن از خود شخص ناشى مى شود و برخى مربوط به عوامل اجتماعى است. بورینگ ( Boring ) معتقد است كه پیشرفت دانش، كار ذهن‌هاى خلاق است، ولى هر ذهن خلاقى كه در پیشرفت علم سهمى دارد با محدودیت رو به روست.

اولین محدودیت، آگاه نبودن است؛ زیرا هر اختراع به شرطى صورت مى‌گیرد كه راه به وسیله اختراعات دیگر باز شده باشد. اختراع و پذیرش آن، با عادات فكرهاى فرهنگ یك منطقه و دوره خاص یا روحیه فرهنگى زمان نیز محدود مى‌شود. اندیشه‌اى كه در دوره‌هایى از تمدن عجیب مى‌نماید، دریك یا دو قرن بعد احتمالاً به سادگى به عنوان واقعیت پذیرفته مى‌شود. دست كم در مورد اندیشه‌هاى اساسى، بروز تغییرات تدریجى یك قاعده است.

از سوى دیگر، موضوعات سطحى‌تر، مانند چه چیز مهم است یا چه چیزى ارزش انجام دادن و گفتن دارد، سریع‌تر تغییر مى‌كنند.

برخى از عوامل مانع خلاقیت هستند؛ عواملى همچون ترس از شكست، دلسرد شدن، خرافات، پیروى افراطى از دیگران، تفكرات منفى و انعطاف ناپذیرى.

عوامل و موانع را مى توان به دو دسته كلى فردى (درونى) و محیطى (بیرونى) تقسیم كرد. منظور از موانع درونى عواملى است كه به ویژگى‌هاى شخصى فرد مربوط مى‌شود و موانع محیطى به موقعیت‌هایى اطلاق مى‌شودكه فرد در رابطه با دیگران دارد.

آمابیل، دانشمندى كه با 120 دانشمند مصاحبه كرده است، عوامل محیطى را كه موجب خلاقیت مى‌شود، شامل موارد ذیل مى‌داند: آزادى، منابع كافى، وقت كافى، جو مناسب و طرح تحقیق مناسب. وى در همین زمینه عوامل مانع خلاقیت را شامل محدودیت‌ها، جو نامساعد، وقت ناكافى، طرح تحقیق ضعیف و رقابت مى‌داند.

جنبه‌هاى شخصى و فردى مطلوب از دیدگاه دانشمندان در فرایند خلاقیت شامل انگیزه درونى، تخصص در زمینه موردنظر، تجربه لازم، توانایى‌هاى شناختى، داشتن شهامت و ویژگى‌هاى شخصیتى متنوع است. عوامل و موانع فردى و شخصى نیز عبارتند از: عدم تجربه كافى، نداشتن انگیزه، انعطاف نداشتن، انگیزه بیرونى به جاى انگیزه درونى و عدم مهارت اجتماعى.

اگر بخواهیم موانع خلاقیت را به طور عمیق‌تر و جزئى‌تر مورد بررسى قرار دهیم، بهتر است موانع را به دو دسته موانع فردى و موانع بیرونى تقسیم و عوامل هر كدام را مطالعه کنیم .

موانع فردی

1. عادت

اگر فرد در حل مسائل روشى را انتخاب کند كه فقط دریك چارچوب خاصى قرار گیرد و همیشه بخواهد طبق آن الگو مشكلات را حل كند، به آن عادت كرده و بدون تفكّر و تعمّق به حل مسائل مى‌پردازد. بنابراین، فكر را محدود می کند و به خلاقیت كه لازمه‌اش تفكّر و تعقّل است، نخواهد رسید.

2. ترس از موفق نشدن

با توجه به این واقعیت كه چنانچه نتایج به دست آمده از اعمال انسان‌ها موفقیت‌آمیز باشد، انسان مورد تشویق قرار مى‌گیرد و در غیر این صورت، با تنبیه و توبیخ رو به رو می شود. بنابراین، انسان‌ها به دنبال امورى می‌روند كه موفقیت به همراه داشته باشد. از این‌رو، از ریسك كردن كه لازمه خلاقیت است، دورى مى‌كنند و این مانع خلاقیت و آزمایش راه‌هاى گوناگون مى‌باشد.

3. انعطاف نا پذیرى

یكى دیگر از موانع خلاقیت این است كه افراد درچارچوب و قالب مشخصى فكر و عمل مى‌كنند و به جهات مختلف توجه ندارند كه این مسئله موجب محدودیت فكرى مى‌شود. همچنین برخى مواقع، تعصب و پیشداورى مانع ارزیابى صحیح مى‌شود .

4. نبود اعتماد به نفس

در برخى مواقع، افراد از توانایى و استعداد بالایى برخوردارند، اما جرات، شهامت و اعتماد به خود را ندارند و فكر مى‌كنند نظر آنها اشتباه است و حتى از بیان آن خوددارى مى‌كنند. این نگرش موجب مى‌شود خود را باور نداشته و احساس خود كم‌بینى، حقارت، كمرویى و به طور كلى، ویژگى‌هاى شخصیتى منفى پیدا کنند . نبود اعتماد به خویشتن مانعى براى بروز خلاقیت است.

5. دورى از موقعیت‌هاى مبهم

در بسیارى موارد انسان‌ها از امور و موقعیت‌هایى دورى مى‌كنند كه پیچیده و مبهم هستند و به دنبال روش‌ها و راه‌حل‌هاى مطمئن و بدون دردسر مى‌گردند، ابهام و اشكال در امور را نمى‌پسندند و نمى‌خواهند ذهن خود را مغشوش کنند . حال آن كه عنایت به موقعیت‌هاى مبهم و پیچیده از ویژگى‌هاى انسان‌هاى خلاق است.

موانع بیرونى

1. آداب و رسوم

در بسیارى از موارد آداب و رسوم و سنن اجتماعى افراد را مجبور مى‌سازد كه طبق الگوها و خواسته‌هاى فكرى و رفتارى جامعه خود عمل کنند و به غیر از آن فكر نكنند. این جبر اجتماعى و ایجاد محدودیت و سنت‌پرستى كه برخى مواقع حتى با انحرافات همراه است، تعصب خاصى را ایجاد مى‌كند كه مانع خلاقیت بوده و جلوى ایجاد الگوى تازه را مى‌گیرد.

2. همرنگى

در برخى موارد افراد از اینكه با دیگران متفاوت باشند هراس دارند. از این‌رو، رأى و عقیده خود را مطابق با دیگران ساخته و راهى را انتخاب مى‌كنند كه دیگران در آن مسیر باشند. این عامل باعث مى‌شود آنان در چارچوبى عمل كنند كه دیگران عمل كرده‌اند. بنابراین، جلوى ابتكار و خلاقیت كه لازمه آن پاسخ‌هاى غیرمعمول است، گرفته مى‌شود.

3. قوانین و مقررات

گرچه رعایت قوانین و مقررات براى هر شخصی واجب است تا نظم در جامعه حكمفرما باشد، اما برخى مواقع انعطاف نا پذیری در قوانین مانع رشد تفكر خلاق است. مثلاً قوانین آموزشى در تعلیم و تربیت بدون توجه به تفاوت‌هاى فردى خود مانعى براى بروز خلاقیت دانش‌آموز است.

4. شغل

برخى مواقع فعالیت‌هاى یكنواخت در شغل و حرفه باعث مى‌شود كه شخص به آن فكر نكرده و از روى عادت به صورت مكانیكى بدون تعمق و تفكر به امور زندگانى بپردازد. علاوه بر آن، خستگى و كمبود وقت اجازه فكر كردن را به فرد نمى‌دهد. بنابراین، خلاقیت كه از ویژگى‌هاى آن یكنواخت نبودن است رعایت نمی شود و مسئولیت‌هاى ادارى و شغلى جلوى خلاقیت فرد را مى‌گیرد.

5. نگرانى و ترس از نبود استقبال اجتماعى

امور خلاق كه جنبه نوآورى دارد و تازه و جدید مى‌باشد، ممكن است ابتدا مورد توجه اجتماع قرار نگیرد و افراد از تحقیر و سرزنش ترس داشته باشند و دست از تفكر خلاق بردارند. تاریخ جهان بشریت چه بسیار دانشمندانى را به خود دیده است كه مورد تمسخر، تحقیر و توهین قرار گرفتند . بنابراین، ترس و نگرانى مانعى براى خلاقیت است.

این مسئله را در تعلیم و تربیت نیز مى‌توان مشاهده کرد.تورنس مى‌گوید: «در بیشتر كلاس‌ها دانش‌آموزى كه یك ایده یا محصولى غیرعادى ارائه مى‌دهد در معرض یك خطر قرار مى‌گیرد. بدین ترتیب، دانش‌آموز باید خیلى شجاع باشد تا بر ایده‌اش پافشارى كند؛ زیرا این چنین ایده‌هایى را اغلب مسخره كرده و احمقانه و عجیب قلمداد مى‌کنند ».

منبع : سایت تبیان




طبقه بندی: سینمای مستند، 
دنبالک ها: منبع،
نظرات شما