تبلیغات
کادر بسته ، نمای باز - تدوین گرافیکی
کادر بسته ، نمای باز
و خدایی که در این نزدیکیست ...

تدوین گرافیکی
ارسال در تاریخ 20 آذر 91 توسط مصطفی صفری

رابطه گرافیکی در تدوین  دو نما را باید در فیلمهایی جستجو کرد که در عناصر ترکیب بندی آنها تجانس بصری (شکلی، حرکتی ، رنگی) موجود باشد ـ در اینجا رنگ را نیز از ملزومات یا ویژگیهای شکل به شمار می آوریم ـ

به عبارت دیگر ، دو عامل اصلی شکل و حرکت ، عواملی هستند که هر یک جداگانه و یا با هم ، رابطه گرافیکی بین دو نما را در تدوین به وجود می آورند. هرگاه یکی از این دو عنصر اصلی ، در تدوین دو نما وارد عمل شوند برجستگی رابطه بین دو نما ضعیف و چنانچه عامل دیگر ( به ویژه شکل و رنگ متحداً ) عمل کند ، این رابطه برجسته تر یا آشکارتر می شود.

به طور کلی وقتی در تدوین به بحث از رابطه گرافیکی نماها به مقوله "همشکلی"، "همسانی"،"همرنگی" یا "تشابه بصری ـ حرکتی" دو نما می پردازیم، وارد مقوله تدوین گرافیکی شده ایم.

در فیلمهای سینمایی یا برنامه های تلویزیونی که از شیوه تدوین تداومی استفاده می کنند ، پر استفاده ترین برش همان برش انطباقی (Match Cut) است که ماهیتاً جلوه ای از تدوین گرافیکی به شمار می رود.

به عبارت دیگر ، برش انطباقی ، خود زیر مجموعه تدوین گرافیکی محسوب می شود. زیرا هنگامی که شباهت گرافیکی و حرکتی موضوع از انتهای یک نما به ابتدای نمای بعد منتقل می شود ، در واقع تدوین گرافیکی شکل گرفته است. شیوه تدوین تداومی ، به ویژه اگر در فیلمهای داستانی به کار رود ، برای نمایش یک جریان نرم و یکپارچه از رویداد یا حرکات در زمینه داستان ، به شدت وابسته به برش انطباقی و در نتیجه تدوین گرافیکی است.

تدوین دو نما به هم ، امکان می دهد که کیفیات تصویری محض آن دو نما از طریق تشابه و تفاوت ، با هم کنش و واکنش متقابل انجام دهند. چهار جنبه میزانسن ( نورپردازی ، صحنه آرایی ، لباس و رفتار فیلگورها در فضا و زمان ) و بیشتر ویژگیهای سینماتوگرافیک ( فیلمبرداری ، قاب بندی و حرکت دوربین ) همه عناصر گرافیکی بالقوه هستند. از این رو هر نما امکاناتی برای تدوین گرافیکی در خود دارد و هر قطع خالق نوعی رابطه گرافیکی بین دو نماست .

گرافیک نماها ممکن است برای حصول به تداوم نرم یا کنتراست ناگهانی به هم تدوین شوند. فیلمساز ممکن است نماها را بر اساس شباهتهای گرافیکی به هم پیوند زند و بدین ترتیب چیزی را که انطباق گرافیکی می نامیم به بار اورد. شکلها ، رنگها، ترکیب بندی کلی ، یا حرکتها در نمای اول ممکن است در ترکیب بندی نمای دوم تکرار شوند.

ضروری است که خاطر نشان کنیم که در معرفی و بررسی تدوین گرافیکی ، صرفاً تشابه فیزیکی یا بصری دو نما مورد توجه است نه تشابه مفهومی. امر تشابه به عنوان یک عامل رابطه ساز در تدوین دو نما با دو کیفیت اساسی متجلی می شود:

١- تشابه فیزیکی بین دو نما:

الف: تشابه شکل دو شی ( مثل نمای یک بشقاب و نمای قرص ماه، یا چرخ یک گاری و چرخ قطار)

ب: تشابه حرکتی (مثل نمای نوسان تاب و نمای نوسان آونگ ساعت، یا نمای فوران مایع از بطری نوشابه گازدار و بعد نمای فوران گدازه از دهانه آتشفشان یا چاه آرتزین)  مانند نمای یک سنجاقک در حال بال زدن برش می خورد به نمای یک بالگرد در حال پرواز .

در فیلم "اینک آخر الزمان" (۱۹۷۹) فرانسیس فورد کاپولا ، یک برش گرافیکی "بین فصلی" وجود دارد که طی آن برای آغاز فصل رجعت به گذشته Flash Back مرور خاطرات جنگ ویتنام ، نمای پنکه سقفی اتاق در حال چرخش به نمای ملخ بالگردی در حال پرواز برش شده است (عامل تشابه صوتی نیز در اینجا برای تداعی وقایع گذشته به کمک آمده است).

۲- تشابه مفهومی بین رویداد دو نما:

گاه در فیلمهای دراماتیک و داستانی می بینیم که نمای چهره شخصیتی در حال گریستن ، به نمای ریزش باران بر شاخه های درخت و یا سنگفرش خیابان قطع می شود.

گریگوری الکساندروف در تدوین راشهای ناتمام "زنده باد مکزیک" (۱۹۷۳-۱۹۳۱) آیزنشتاین، از نمای عروس در حال شانه زدن گیسوان، به نمای مرغ پلیکان در حال مرتب کردن پرهایش برش زده است.

همچنین در شروع فیلم "عصر جدید" (۱۹۳۶) چاپلین که در یک همشکلی حرکتی و تا حدودی بصری ، نمای اخراج کارگران از کارخانه به نمای خروج گوسفندان از آغل هم آمیزی Dissolve شده است.در فیلم "بت افتاده" (۱۹۴۸) نمای زنی خشمگین در حال پرخاش به همسرش ، به نمای ماده شیری در قفس باغ وحش برش شده است.

آیرنشتاین در دهه ۱۹۲۰ این نوع تدوین را که از لحاظ ذهنی خاصیت القایی و تداعی کننده نیرومندی دارد ، مونتاژ جاذبه Montage Of Attraction نامگذاری کرده بود. از نظر آیزنشتاین ، جاذبه (آتراکسیون) مجازی تصویری است که با مونتاژ خلق می شود. یعنی بیان نمادین یک مفهوم که از طریق ایجاد یک رشته تداعی معنای مونتاژی جلب نظر کند.

مقوله تدوین گرافیکی اساساً یک صنعت ادبی (بیشتر شعری) است که آن را با عنوان جناس(Pun) می شناسیم و قاعدتاً جلوه بصری ـ گرافیکی آن را از دیدگاه سینما قاعدتاً باید "جناس گرافیکی" (Graphic Pun) نامید. جناس ریشه در تشابهات دو پدیده (دو موقعیت، دو لفظ یا دو واژه ) از جنبه های صوتی و یا بصری دارد.

در فیلم ، جناس تام یا کامل از جنبه بصری قابل نمایش است، به ویژه وقتی که عناصری چون همشکلی ، همرنگی و یکسانی حرکت در تدوین دو نما به چشم آید ، در این صورت یک جناس بصری Visual Pun سینمایی خواهیم داشت ـ هر گاه یک عنصر از عناصر فوق در تدوین دو نما عمل کند ، پدیده ای چون جناس ناقص را خواهیم داشت.

تدوین گرافیکی که بر پایه جناسهای بصری دو نماست ، گاه « تدوین تشبیهی » Similarity Editing نیز می خوانند که البته معادل دقیق و رضایت بخشی برای تدوین گرافیکی نیست. زیرا تدوین تشبیهی می تواند شباهت مفهومی رویداد دو نما را در بر گیرد بی آنکه آن دو نما از لحاظ گرافیکی لزوماً با هم تجانس آشکار داشته باشند ( در تجانس گرافیکی از جنبه همشکلی، انطباق بصری و شباهت حرکتی موضوع دو نما الزامی است.)

فرضاً نماهای خروج دود از دودکش یک کارخانه، خروج دود از اگزوز یک خودرو و خروج دود از دهان کسی که سیگار می کشد ، نماهایی هستند که گرچه هر سه یک فصل مشترک مضمونی ( دود ) دارند ، اما به لحاظ ترکیب بندی دارای تجانس و تشابه گرافیکی نیستند. این سه نما می توانند به همین ترتیب و یا ترتیتب تدوینی متفاوتی فرضاً در یک فیلم مستند تحقیقاتی یا علمی درباره منابع آلودگی هوا، پشت سرهم قرار گیرند اما تدوین گرافیکی را نمی آفرینند ( این تدوین را باید تدوین مضمونی یا تماتیک Thematicخواند).

مثال دیگری که تدوین از جنبه تشابه مفهومی می تواند وحدت مضمون رویداد فیلم را بیافریند ، اما از حوزه تدوین گرافیکی بیرون قرار گیرد ، از این قرار است: قهرمان فیلم در حال مردن ، برگی از شاخه می افتد ، شعله شمعی که خاموش می شود و یا خورشید که در پس ابر یا پشت کوه از نظر ناپدید می گردد.... در این استعاره مرگ یا نیستی ، صرفاً تشابه مفهومی نماها را به هم مرتبط می کند نه شباهتهای گرافیکی یا بصری آنها در تدوین.
چنانچه انطباق گرافیکی دو نما کاملاً محسوس و عیان باشد، معمولاً در تدوین از برش مستقیم Cut Straight استفاده می شود. این نوع تدوین « تدوین گرافیکی منطبق » را غالباً در برش های بین فصلی برخی از فیلمها می توان یافت.




طبقه بندی: تدویـــن، 
دنبالک ها: منبع،
نظرات شما