تبلیغات
کادر بسته ، نمای باز - ژرژ ملی یس
کادر بسته ، نمای باز
و خدایی که در این نزدیکیست ...

ژرژ ملی یس
ارسال در تاریخ 11 آذر 91 توسط مصطفی صفری

ژرژ ملی یس نخستین کارگردان داستان‌گو در تاریخ سینما

ژرژ ملی یس (۱۹۳۶_۱۸۶۱) نام هنرمندی ست که در اواخر قرن نوزدهم در پاریس صاحب تئاتری به نام روبر هودن بود . او در تئاترهایش از حقه های شعبده بازی سود می جست و از وسیله ای تحت عنوان فانوس جادویی بهره می برد که با نور کار می کرد و او می توانست به راحتی با کمک خطای دید بیننده را فریب و مسحور نمایش خود کند.

وقتی نخستین فیلم های مستند گونه ی برادران لومیر که آنها را وقایع روزانه می نامیدند در ۲۸ دسامبر سال ۱۸۹۵ در زیر زمین گراند کافه ای واقع در بولوار کاپوسن به نمایش در آمد ، ملی یس امکانات گسترده ی این دستگاه توهم آفرین لومیر ها را دریافت. او برای خرید دستگاه سینماتوگراف سراغ آنها رفت اما درخواستش از سوی آنها رد شد چرا که برادران لومیر او را رقیبی بالقوه برای خود می دیدند. اما ملی یس نا امید نشد. او که از اصول مکانیکی نیز سر رشته داشت چندی بعد از مخترعی انگلیسی به نام رابرت .و . پال یک دستگاه نمایش انیماتوگراف خرید و با وارونه کردن اصول مکانیکی آن توانست دوربینی برای خود بسازد و با آن فیلم هایی تهیه و در تئاتر خود به نمایش بگذارد.

اما پیش از آنکه ثابت شود ملی یس نخستین هنرمند سینمای داستانی ست  لازم بود در شیوه های فیلم برداری که پیش از این برادران لومیر و کارمندان ادیسون تجربه کرده بودند قدری کارآموزی کند . در یکی از همین تجربه گری ها بود که او تدوین فیلم را به طور کاملا اتفاقی کشف کرد.  او در یک بعد از ظهر پاییزی در حال فیلمبرداری از یک واقعه ی روزمره بود که به واسطه ی ازدحام جمعیت دوربینش منحرف شد و مجبور شد فیلمبرداری را متوقف کند، وقتی دوباره دوربینش را روشن کرد ، فیلمبرداری را به جای قطار (نقطه ی اتمام فیلمبرداری قبلی )  از یک نعش کش شروع کرد و در حین نمایش چنین به نظر رسید که قطار او ناگهان به یک نعش کش تبدیل می شود!

او در همین حادثه ی ساده امکانات بالقوه تدوین (برش فیلم) را برای دستکاری کردن در زمان و مکان فیلم هایش دریافت.

برخی تاریخ نگاران به ملی یس انتقاد می کنند که کشف خود را در حوزه ی محدودی به کار بسته است و اینکه همه ی فیلم های او الگویی محدود ، یعنی انتقال ساده ی تئاتر به سینما را داشتند. آنها می گویند تمامی فیلم های ژرژ ملی یس همچون صحنه های نمایش از آغاز تا انتها بدون توقف اجرا می شد و تدوین تنها نقطه ی اتصال فاصله ی صحنه ها به یکدیگر بوده و  درون صحنه ها هیچ گاه برشی صورت نمی گرفت.

محل قرار گرفتن دوربین نیز همیشه مانند یک تماشاگر صحنه محدود به یک نقطه نظر واحد می شد و تا پایان فیلم بدون تغییر می ماند. اما برخی دیگر معتقدند که به استثنای فیلم های سال نخست ملی یس بسیاری از فیلم های او از جلوه های (بصری) استاپ موشن پیچیده ای استفاده می کردند، در این فیلم ها  شیاطین از میان ابرهای دود بیرون می جهند، زنان زیبا ناپدید می شوند و مردان جهنده وسط زمین و اسمان به شیاطین بدل می گردند. این جلوه های استاپ موشن او در واقع از تدوین استفاده می کند او برای اینکه حرکت یک شی با حرکت چیزی که این شی به آن بدل می شود همخوان باشد فیلم را می برید این برش ها چنان طراحی شده بودند که به چشم نیایند و روشن است که ملی یس استاد این نوع برش و تدوین بود.

در اواخر سال ۱۸۹۶ ملی یس یک کمپانی به نام استار فیلم دایر کرد و در بهار ۱۸۹۷ برای اینکه بتواند میزانسن و فیلمبرداری فیلم هایش را کنترل کند ، یک استودیوی فیلمسازی در حیاط خانه اش واقع در حومه ی پاریس بنا نهاد. ساختمان استودیوی او ابعاد ۵۵ در ۲۰ فیت داشت و برای استفاده از حداکثر نور ( تا آن موقع هنوز لامپ های جیوه ای اختراع نشده بود و تنها منبع فیلم ها نور طبیعی بود) با دیوار های سراسر شیشه ای پوشیده شده بود . این استودیو به ملی یس اجازه می داد دکورهای خود را از نقاشی هایی که روی پارچه ی برزنتی رسم می شدند، طراحی کند و بسازد.

بین سالهای ۱۸۹۷ تا ۱۹۱۳ ژرژ ملی یس در همین استودیوی فیلمسازی اش بیش از ۵۰۰ فیلم را تهیه کنندگی ، کارگردانی فیلمبرداری و گاه بازیگری کرد. در سال ۱۹۰۲ استار فیلم یکی از بزرگترین تامین کنندگان تصاویر متحرک در جهان به شمار می رفت که در نیویورک، لندن، بارسلونا و برلین دفتر نمایندگی داشت و تقریبا توانسته بود تولید لومیر ها را متوقف کند. فیلم های ملی یس ، بخصوص فیلم های تخیلی او ، هم در فرانسه و هم در خارج بسیار محبوب بودند و به طور گسترده مورد تقلید قرار گرفتند. 

علاوه بر این فیلم های او به طور گسترده سرقت می شدند . ملی یس برای پیش گیری از نسخه برداری قاچاقی فیلم هایش و نیز به منظور ارائه ی آنها به خارج از فرانسه  یک دفتر نمایندگی  به مدیریت برادر بزرگترش گاستن ، به نام کمپانی فیلم استار در ۱۹۰۳ در نیویورک تاسیس کرد تا فیلم هایش را قانونا به ثبت برساند. گاستن خود در ۱۹۰۸  یک کمپانی تولید فیلم به راه انداخت و بین سالهای ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۳ ۱۵۰ فیلم تک حلقه ای در سن آنتونیو ، سانتاپائولای کالفرنیا و تگزاس ساخت که اکثرا فیلم های وسترن و جنگی حماسی بودند. او پیش از ترک این حرفه دو کارگردان به نام های والاس .س. مک کاچون پسر نویسنده ای به همین نام و فرانسیس فورد برادر بزرگتر جان فورد فقید را استخدام کرد که به نوبه ی خود مشوق جان فورد ( کارگردان کلاسیک وسترن آمریکایی) برای ورود به عالم سینما شد.

 نام برخی از مهمترین فیلم های ژرژ ملی یس:

خانم ناپدید شونده (۱۸۹۶)،محکمه ی مفیستوفلس(۱۸۹۷)،سیندرلا(۱۸۹۹)، ماجرای دریفوس (۱۸۹۹)،مردی با کلاه لاستیکی هندی(۱۹۰۱)  سفر به کره ی ماه(۱۹۰۲) قصر هزار و یکشب(۱۹۰۵) بیست هزار فرسنگ زیر دریا(۱۹۰۷) تسخیر قطب (۱۹۱۲)

هر چند ملی یس را بیشتر به خاطر فیلم های تخیلی لذت بخشش که پر از حقه های سینمایی و دکورهای نقاشی شده بودند به یاد می آورند، اما او در همه ی ژانر های سینمای آن روز فیلم ساخته است. فیلم های اولیه ی او شامل تعداد زیادی دیدنی ها و کمدی های کوتاه به سبک لومیر بودند که همه در فضای باز فیلمبرداری می شدند.

ملی یس در نخستین سال حضورش در عرصه ی تولید فیلم، ۷۸ فیلم ساخت، که نخستین فیلم مبتنی بر حقه ی سینمایی اش، یعنی  خانم ناپدید شونده( ۱۸۹۶) نیز جزو انها بود. در این فیلم خود ملی یس در نقش شعبده بازی ظاهر می شود که زنی را به اسکلت تبدیل می کند. این حقه ی سینمایی با خاموش کردن دوربین و جایگزین کردن اسکلت به جای بازیگر زن عملی شده است.

بعد ها ملی یس با استفاده از فن استاپ موشن وسایر جلوه های ویژه توانست صحنه های خیالی و شعبده بازی پیچیده تری بیافریند. این حقه ها باید در داخل دوربین و در زمان فیلمبرداری انجام می شدند ، تا پیش از اواسط دهه ی ۱۹۲۰ تعداد معدودی دستکاری های لابراتواری امکانپذیر بود. ملی یس خودش در بسیاری از فیلم هایش نقش آدم آراسته و پر جنب و جوشی را با سر تاس و سبیل و ریش نوک تیز بازی می کرد.

او در سال ۱۸۹۸ چند فیلم خبری بازسازی شده ساخت، مانند غواصان در حال کار روی بقایای کشتی مین. ماجرای دریفوس فیلمی ست که او در سال ۱۸۹۹ ساخت داستان محاکمه ی افسری یهودی را باز می گفت که در سال ۱۸۹۴ بر اساس مدارک جعلی که کسانی با انگیزه های ضد یهودی به دادگاه ارائه کرده بودند، به خیانت محکوم شد. زمانی که ملی یس فیلم خود را در هواداری از دریفوس ساخت، بحث و گفتگو بر سر این محاکمه هنوز ادامه داشت . همانطور که در ان زمان رسم بود، ژرژ ملی یس هر یک از ده نمایی را که ساخته بود به عنوان فیلمی جداگانه عرضه کرد. این ده نما وقتی با هم نمایش داده می شدند، ترکیب شده و یکی از پیچیده ترین کارهای نخستین سالهای سینما را پدید می آوردند. بعد از این فیلم بود که ملی یس با ساخت فیلم سیندرلا شروع کرد به کنار هم نهادن نماهای متعدد و فروش آنها به عنوان یک فیلم واحد. یکی از معروف ترین فیلم های ژرژ ملی یس سفر به ماه بود که یک داستان علمی تخیلی خنده دار درباره ی گروهی از دانشمندان که با یک کپسول فضایی به ماه مسافرت می کنند، در آنجا به اسارت نژادی از موجودات فرا زمینی در می آیند و سر انجام از دست انها فرار می کنند. ملی یس گاهی با افزودن رنگ با دست توسط چندین هزار زنی که در استخدام کمپانی اش بودند به زیبایی دکورهایش که با ظرافت نقاشی می شدند می افزود.

از بین ۵۰۰ فیلمی که ژرژ ملی یس ساخت حدود ۱۴۰ تای آنها امروز موجود است. بعد از سال ۱۹۰۵ به تدریج از رونق کار ملی یس کاسته شد. شرکت او دیگر قادر نبود به تقاضای روز افزون فیلم پاسخ دهد، بخصوص در رویارویی با رقابت شرکت های بزرگتر. او به تولید فیلم های با کیفیت ادامه داد. اخرین شاهکارش به نام تسخیر قطب (۱۹۱۲) یکی از این فیلم ها بود. اما فیلم های او جلوه ای کهنه یافته بودند چون قرارداد های فیلمسازی تغییر کرده بود. و سر انجام در سال ۱۹۱۲ ملی یس که در انبوهی از بدهی ها غرق شده بود ، فیلمسازی را برای همیشه کنار گذاشت. شاید برایتان جالب باشد اگر بدانید که در سال ۱۹۱۷ چهارصد تا از فیلم های ملی یس توسط ارتش فرانسه مصادره و برای ساختن پاشنه ی پوتین سربازان ذوب شدند! خود ملی یس نیز در ۱۹۲۳ تعدادی از نگاتیوهای (نوار های فیلم قابل چاپ) خود را از بین برد و موجودی انبار پزتیوهایش را به یک دلال فیلم های دست دوم فروخت.

شکی نیست که ملی یس نخستین هنرمندی ست که در سینما به داستان گویی می پردازد و از نوآوری های او در این عرصه می توان به فید اوت _ فید این _ روی هم انداختن تصاویر یا دیزالو های پشت هم و فیلمبرداری قاب به قاب اشاره کرد. ملی یس ظرفیت بزرگ نهفته در اصل تدوین فیلم را کشف کرد و اگر چه کشف خود را به سرانجام نرساند اما با تاثیر گذاشتن بر هم عصرانش نشان داد که سینما قدم در راهی نهاده است تا روایت کند و همچون فیلمبرداران ادیسون و برادران لومیر تنها به ضبط وقایع روزانه اکتفا نکرد.

هنرمند بزرگ چالی چاپلین ، ملی یس را کیمیاگر نور نامیده و گریفیث در اواخر دوران فیلم های بزرگ ش  گفته : من همه چیزم را به ملی یس مدیونم.

ژرژ ملی یس در سال ۱۹۳۸ در گذشت ، در حالی که پیش از مرگ سال ها در فروشگاه اسباب بازی و آب نبات فروشی زنش کار می کرد.

منابع مورد استفاده ی نگارنده در این مقاله:(عظیمی)

تاریخ سینما آ . کوک (جلد اول) ـ تاریخ سینمای دیوید بوردل و کریستین تامسون




طبقه بندی: سینمای مستند،  تاریخ سیــنما، 
دنبالک ها: منبع،
نظرات شما